به گزارش «سراج24»، در این نوشتار سعی می شود با بهره گیری از نطرات چند کارگردان و منتقد کیفیت سریال های ماه رمضان را در یکی دوسال اخیر مورد بررسی قرار دهیم ، هریک از کارشناسان امر در این حرفه نظری داشتند:
جواد نوروزبیگی تهیه کننده فیلم های «خرس»، «پرسه در مه»، «پستچی سه بار در نمی زند»، «من و زیبا» و... در این باره گفت: تلویزیون خودش را به زحمت نمی اندازد(زمان کم،بودجه ناکافی و متون ضعیف عامل افت محسوس آثار مناسبتی هستند)، قدرتا... صلح میرزایی کارگردان فیلمهای «شاهین طلایی»، «حامی»، «گریز از مرگ»، «زندگی شیرین» و... معتقد است همه چیز برمیگردد به انتخاب درست سوژهها در واقع از یک متن قابل قبول و جذاب که برای مخاطب قابل لمس باشد میتوان یک سریال موفق مناسبتی برای ماه مبارک رمضان تولید کرد. بهمن گودرزی که چند سریال مناسبتی را در مقام دستیار و برنامهریز تجربه کرده است به «بانی فیلم» گفت: ماه مبارک رمضان یکی از بهترین کنداکتورهای سیماست که باید با بودجه درست و اختصاص وقت مناسب برای تولید اثر در این مناسبت اقدام کرد. حسین سلطان محمدی منتقد سینما و تلویزیون در اینباره گفت جای سریالهای ماورایی در میان آثار ماه مبارک رمضان خالی است. انتقادهای بیجای رسانهای باعث شد تلویزیون سریالهای ماورایی و مرتبط با متافیزیک را که فرصتی برای تجسم نفس اماره، شیطان و... در این ماه مبارک برای مخاطب معتقد ایرانی است کنار بگذارد و... در این شماره و بخش پایانی این گزارش با حسن هدایت، محسن شایانفر و جبار آذین نیز در اینباره گفتوگویی داشتیم که حاصل آن در ذیل میآید.
حسن هدایت: تلویزیون «اوستا رسون» میکند!
کارگردان فیلمهای «ناسپاس»، «گرداب»، «بیگانهای در شهر» و... که در کارنامهاش سابقه تهیهکنندگی آثاری چون «گرداب»، «تاریک خانه»، «سایه روشن» و... نیز دیده میشود و با ساخت مجموعه «کارآگاه علوی» میان اهالی تلویزیون صاحب جایگاه ویژهای است، دراینباره میگوید: آشفتگی این سالهای تلویزیون بیشتر برمیگردد به این آشفتگی مالی که چند سالی است دچار آن شده، در نتیجه خیلی از کارها را به قول قدیمیها اوستا رسون میکنند یعنی اینکه تا آخرین لحظه تنها تلاش میکنند کار را به پایان برسانند (جدیداً به آن میگویند دقیقه 90 و از اصطلاح فوتبالی استفاده میکنند) این آشفتگی مؤثر در نهایت در مضامین نیز تأثیرگذار است. به علت نبود یک سیستم منجسم مالی ـ که حتماً مدیریت هم در آن تأثیرگذار است، دوستان نمیتوانند یک برنامهریزی درست برای مناسبتها انجام بدهند، به همین دلیل به خاطر وظیفهای که بر گردنشان هست یا با نگاه بدبینانهتر برای رفع تکلیف، هر سریالی را که ببینید آمادهتر است. حال چه مضمون مرتبط داشته باشد، چه نداشته باشد، چون آن دیگر مهم نیست، در این مناسبتها به نمایش میگذارند. در حالیکه سریالهای مناسبتی خودشان نام خودشان را در بر دارند، یعنی باید مرتبط با مناسبت و زمان خاص باشند. اگر سریال برای ماه مبارک رمضان است باید آثاری از این ماه در آن به چشم بخورد. به خصوص مفاهیم معنوی این ماه، نه اینکه تنها در چند سکانس حداکثر بنشینند کنار یکدیگر زولبیا بامیه بخورند و بگویند افطار کردیم و سحری کجا هستیم و... . اینها ظواهر ماه مبارک رمضان است و آن باطن رمضان کمتر در این کارها دیده میشود. تصور من بر این است اگر مسئله مالی تلویزیون به یک سرانجام برسد و یک مقدار مدیریت درست و حسابیتری بر آن شود و نه مدیریت غیرقابل کنترل و متعدد در بحث تصمیمگیری و نظرسنجی، میتوان متوقع بود که نویسندهها در فرصت مناسب سوژههای مرتبط با مناسبتها را بنویسند و گروههای سازنده هم در زمان مناسب کار را بسازند و شسته و رفته تحویل بدهند. اگر این مشکلات برطرف شود، بعید نیست ما مجدد به دورانی برگردیم که سریالهای مناسبتی یک شأن و یک موضوعیتی داشت، چون به هر حال ما هنوز همان تهیهکنندگان، نویسندگان، کارگردانان و بازیگران را داریم که کماکان فعال هستند و قطعاً در این سالها تجربه بیشتری هم به دست آوردهاند، ولی در آشفتگی موجود بهترین فکر هم نمیتواند بازدهی مناسبی داشته باشد.
کارگردان فیلمهای «شهر خاکستری»، «آخرین بندر»، «میهمانی خصوصی» و... درباره حضور ثابت برخی از اهالی تلویزیون در مقام کارگردان و تهیهکننده این آثار معتقد است: اینکه چرا سریالهای مناسبتی اصولاً به یکسری آدم خاص سپرده میشود را قاعدتاً باید مدیریت تلویزیون پاسخگو باشد، لابد یک دلیل و منطقی برای خودشان دارند، اما به نظر من به عنوان حداقل یک بیننده تلویزیونی، ما وقتی کارها را به یکسری آدم مشخص میدهیم، کارها هم سفارشی میشود و هم یکنواخت، شک نکنید با هر فکر جدید یک هوای تازه به سمت تلویزیون خواهد آمد. البته لزوماً ممکن است هر فکر تازهای ناب و درخشان هم نباشد، ولی به هر حال باید فرصت ها در اختیار همه آدمهایی که صلاحیت فنی و فکری دارند داده شود. با این نگاه، تلویزیون هم با طیف متنوعتری از نگاهها و فیلمنامهها روبرو و قاعدتاً جذابتر خواهد شد.
محسن شایانفر: به جای کار تهیه، تماشاگر تلویزیون هستم!
تهیهکننده سریالهای «دزدان مادربزرگ»، «خانه به خانه» و «هنگامه» که در کارنامهاش تهیه سریال مناسبتی «ملکوت» به کارگردانی محمدرضا آهنج دیده میشود، میگوید: فکر میکنم مسؤولان محترم تلویزیون در این سالها در انتخاب ژانر دچار تردید شدهاند و در واقع جسارتی برای پیدا کردن یک ژانر دیده نمیشود. من سریال «ملکوت» را که کار کردم، دوستان سفارش سری جدید آن را به من دادند بعد یک مرتبه پشیمان شدند و گفتند مردم سر سفره افطار آزار میبینند و ... حس میکنم یک جور دودلی ایجاد شد و باعث شد مدیران تلویزیون تصمیم دیگری بگیرند و به جای اینکه آثار مرتبط با ماه مبارک رمضان را سفارش بدهند، در دقیقه 90 از میان آثار تولید شده یکی را انتخاب کنند. چندی پیش همین مطلب را یکی از مسؤولان ارشد تلویزیون در برنامه شما و سیما میگفت که هنوز مشخص نیست کدام سریال را در ماه مبارک رمضان روی آنتن خواهیم فرستاد! وقتیکه این نکته مهم مشخص نیست، این اعتماد به نفس برای سازنده اثر نیز وجود ندارد. به همین دلیل به شکل خاص نگاه ماه رمضانی به سریالی ندارند که شما طعم ماه مبارک را در کار ببینید. در واقع شما یک سریال و قصهای را در این ماه میبینید که گاهی ارتباطی هم به این مناسبت ندارد. حالا برای آن سه شب (شبهای قدر) فکری میشود و اثری مرتبط تولید میشود. در گذشته پیشبینی میشد که فلان قصه، برای ماه مبارک رمضان تولید میشود و این اتفاق رخ میداد، در این سالها اما مبنا بر خروجی خوب است، خروجی خوب هم در این یکی ـ دو سال آسیب خورده، به خاطر شرایط مالی نامناسب، آدمها به کارهای کوچک راضی میشوند. به همین دلیل تو سر کارها خیلی شاهد پروداکشن نیستی. همه چیز در یک شرایط محدود تولید میشود. اکثر کارها کروماکی دارد، چون واقعاً دست سازنده هم خیلی باز نیست و شاهد خلاقیت چندانی در آثار نیست. به نظر من دیگر باید بنشینیم و ببینیم کدام سریال خوب است نه اینکه کدام سریال ماه رمضانی خوب است. سریالهای ما الان یک سری اثر اجتماعی در ژانرهای مختلف است که در طول سالهم تولید میشوند، حالا اگر روی آنها ارزیابی خوبی از سوی مسؤولان سیما صورت بگیرد، دوستان تصمیم میگیرند آن کار را در ماه مبارک رمضان به پخش برسانند و قدر مسلم در آن سه شب قدر یا پخش سریال قطع میشود یا اینکه یک مینی سریال برای آن زمان خاص تولید میشود. شنیدم یک سریال 18 قسمتی را دیدند که خوب است آن را به یک کار 23ـ24 قسمتی تبدیل کردند، تا در ماه مبارک رمضان روی آنتن برود.
تهیهکننده سریال «خسته دلان» درباره حضور کارگردانانی که پای ثابت سریالهای ماه مبارک رمضان هستند هم میگوید: به نظر من کارگردان و تهیهکننده یک اثر مناسبتی به خصوص ماه مبارک رمضان باید سیستم تلویزیون در این مناسبت را بشناسند و کار کردن در این چهارچوب خاص برای این مناسبت را تجربه کرده باشند. یادم هست که ما سریالمان قسمت هفده یا هجده تصویربرداری بود که دوستان گفتند پس روحانی کار کجاست؟ ما گفتیم سریال ما فرشته خدا را در بستر قصه دارد، گفتند نه یک روحانی هم باید باشد! در واقع سریال مناسبتی ماه مبارک رمضان یکسری ویژگی و ادبیات خاص خودش را دارد که تو باید آماده پذیرش آنها باشی. در واقع تو و تیم تو باید استعداد تغییرات و اضافه کردن لحظهای را داشته باشید. اتفاقاً حضور عوامل ثابت در سریالهای مناسبتی خوب است چون این دوستان مطیع هستند و خوب کار را میشناسند. ضمن اینکه از کم و کیف خواستههای مدیران در این زمان (ماه مبارک رمضان) مطلع هستند. ما که در این روزها بیشتر تلویزیون تماشا میکنیم تا کار کنیم در واقع این روزها بیشتر از تلویزیون یاد میگیریم.
جبار آذین: دست تلویزیون خالی شده
جبار آذین منتقد سینما و تلویزیون میگوید: به نظرم دست تلویزیون در سالهای اخیر به خصوص امسال خالی تر از گذشته است چرا که نه تنها در بخش برنامههای آموزشی و اجتماعی و گزارش بلکه در زمینه ساخت و تولید و پخش فیلم و سریال هم بسیار کم کار بوده است. در سالهای گذشته (سه چهار سال قبل) تلویزیون در زمینههای مختلف برنامه داشت و ما شاهد حضور بزرگانی در عرصههای علمی، دینی و حتی سریال سازی در شبکههای مختلف بودیم، ولی این نقص به شدت محسوس است. شما میبینید که اغلب آثار تلویزیون اخیراً تکراری هستند و حتی برنامههای تولید شده هم با ویژگیهای قبلی و بدون هیچ خلاقیت و نوآوری تولید میشوند. ما در این زمینه هیچ حرکتی نکردهایم و به همین دلیل شما شاهد هستید که در سه سریال تولید شده امسال کار چندان شاخصی وجود ندارد دو سریال کمی قابل تحملتر است و یکی که اصلاً قابل تحمل نیست. شبکه اول سیما سریال «دودکش» را پخش میکند که در میان مجموعههای امسال ویژگیهای قابل تأملی را دارد اما دست خالی مدیران تلویزیون در ماه رمضان امسال بیش از پیش مشهود است، هم به لحاظ مالی و هم به لحاظ مدیریت. بارها و بارها گفته شده که برای تولید سریالهای مناسبتی باید در طول سال برنامهریزی شود، نه اینکه یک ماه مانده به ماه رمضان یا هر مناسبت دیگر تازه ببینیم که چه کار کنیم. امسال شبکه دوم سیما هیچ سریالی برای ماه مبارک رمضان نداشت، آمد سریال «خروس» آقای آقاخانی را که ویژه عید نوروز تهیه شده بود از 15 قسمت به 26 قسمت رساند تا در این ایام پخش شود. به همین دلیل شما میبینید که این سریال یک اثر ضعیف به شدت آزار دهنده از آب درآمده است، چون مشخص است که این خروس همان خروس مدنظر آقای آقاخانی نیست و تبدیل به یک خروس بیقواره و بد صدا شده است.
شبکه سوم سیما هم بیبرنامه بود، چون فکری برای تولید از قبل نداشتند و مشکل را به بودجه مدام مرتبط کردند درحالیکه مشکل بودجه نمیتواند دلیل اصلی این بیبرنامگی یا بدبرنامگی یا اصلاً کار نادرست برخی مدیران سیما باشد، چون به هر حال این همه برنامه در طول سال تولید میشود، خب میشد یکسری برنامه کم ظرفیت کنار برود و کارهای خوب و مورد توجه مردم تولید شود. پس میتوان گفت این مسئله ربطی به بودجه ندارد و مستقیم برمیگردد به تنبلی و بیعرضگی برخی مسؤولان صدا و سیما. شبکه سوم سیما هم هیچ برنامهای نداشت، آنها هم دست به دامان سروش صحت میشوند تا سریال کمدی «پژمان» را به ماه رمضان برساند که سروش صحت قبول نکرد به سریالش آب ببندد در نتیجه اهالی شبکه سوم به سرعت آمدند و سریال «مادرانه» را شتابزده کار کردند و اگرچه عوامل کار حرفهای هستند. با این حال شتابزدگی در کار خودش را نشان میدهد. همه اینها نشان از بیتوجهی به سلیقه مخاطب و مناسبت ماه مبارک رمضان دارد و اینکه تلویزیون به عنوان رسانه ملی به وظایف ملی و اجتماعی خودش عمل نمیکند یعنی نه جواب مطالبات «رهبری» را میدهد و نه پاسخگوی نیازهای جامعه ماست.
جبار آذین درخصوص حضور افراد ثابت در آثار مناسبتی ماه مبارک رمضان هم میگوید: اصلاً یکی از معضلات صدا و سیما درخصوص تولیدات فیلم و سریال همین رابطه و باندبازی و گروه نوازی برخی از مدیران است. شما میبینید که آثار معمولاً میان یکسری افراد خاص تقسیم میشود. جالب اینکه مابین خودشان برنامهریزی شده که برای سالیان سال چه آثاری تولید شود. این روند، روند معقولی نیست و جایگاه هنر را خدشهدار میکند و هنرمند را از تلویزیون که خانه خودش هست بیرون میراند و باعث میشود کسانی وارد عرصه تلویزیون شوند که عمراً از هنر بویی نبردند و بر اساس رابطه آمدهاند و کار میکنند و نتیجهاش میشود آثاری که هر ساله شاهد آن هستیم، سریالهایی که ساختار درستی ندارند. فکر میکنم تلویزیون باید سیاست شایسته سالاری را پیش بگیرد و با تزریق نیروهای شایسته که حرفهای زیادی برای گفتن دارند، ولی به خاطر سیاست باند بازی آقایان پشت خط ماندهاند، جان تازهای به خود بگیرد. ما خیلی کارگردان، بازیگر و... در عرصه سینما، تئاتر و تلویزیون داریم که حرفهای هستند و کارشان را بلدند اما از دنیای کار فاصله دارند، چرا که دوستان ملاک خودشان را دارند و به سلیقه مخاطب اهمیتی نمیدهند و نتیجهاش این میشود که تلویزیون مخاطبانش را از دست میدهد و متأسفانه بخشهایی از نیروهای اجتماعی ما به آثار ماهوارهای گرایش پیدا میکنند و جالب اینکه آقایان فریاد میکنند که چرا مخاطب به سمت ماهواره میروند؟!
دوستان عزیز شما بیایند با تصمیمگیری درست اقدام به تولید آثار مناسب و منطبق با استانداردهای حرفهای و البته سلیقه مخاطبانتان نمایند و نتیجهاش را ببینند، شما درها را باز کنید و استقبال مخاطب را ببینید. الان هیچکدام از انتظارات رهبری از آثار سیما برآورده نمیشود و مردم نیز به مطالبات خودشان را در محصولات سیما نمییابند و این به نظر من یک فاجعه است.



